翻訳 - ペルシャ語例文 / 基礎単語 - 未解答
(タップまたはEnterキー)
تشکر کردن از دوستان بعد از مهمانی کار خوبی است.
パーティーの後で友達に感謝するのは良いことです。
تشکر کردن از دوستان بعد از مهمانی کار خوبی است.
パーティーの後で友達に感謝するのは良いことです。
تشکر کردن از دوستان بعد از مهمانی کار خوبی است.
解説
パーティーの後で友達に感謝するのは良いことです。
تشکر کردن
( romanization )
( 現在形 stem )
( table-tags )
( inflection-template )
( 不定詞 )
( 不定詞 )
(タップまたはEnterキー)
تصور کردن یک سفر به دریا برایم آسان است.
海への旅行を想像するのは私には簡単です。
تصور کردن یک سفر به دریا برایم آسان است.
海への旅行を想像するのは私には簡単です。
تصور کردن یک سفر به دریا برایم آسان است.
解説
海への旅行を想像するのは私には簡単です。
تصور کردن
( romanization )
( 現在形 stem )
( table-tags )
( inflection-template )
( 不定詞 )
( 不定詞 )
(タップまたはEnterキー)
من باید برای درس علوم، تحقیق کردن را یاد بگیرم.
私は理科の授業のために、研究することを学ばなければなりません。
من باید برای درس علوم، تحقیق کردن را یاد بگیرم.
私は理科の授業のために、研究することを学ばなければなりません。
من باید برای درس علوم، تحقیق کردن را یاد بگیرم.
解説
私は理科の授業のために、研究することを学ばなければなりません。
蛇口から水が滴る音を聞きました。
صدای چکه کردن آب از شیر را شنیدم.
蛇口から水が滴る音を聞きました。
صدای چکه کردن آب از شیر را شنیدم.
解説
この通りで右に曲がるのは簡単です。
پیچیدن به راست در این خیابان آسان است.
この通りで右に曲がるのは簡単です。
پیچیدن به راست در این خیابان آسان است.
解説
この通りで右に曲がるのは簡単です。
پیچیدن
( romanization )
( 現在形 stem )
( table-tags )
( inflection-template )
( 不定詞 )
( 不定詞 )
(タップまたはEnterキー)
دکتر برای درمان کردن بیمار دارو داد.
医者は患者を治療するために薬を出しました。
دکتر برای درمان کردن بیمار دارو داد.
医者は患者を治療するために薬を出しました。
دکتر برای درمان کردن بیمار دارو داد.
解説
(タップまたはEnterキー)
من میخواهم برای سالاد خیار را برش زدن یاد بگیرم.
サラダのためにきゅうりを切ることを学びたいです。
من میخواهم برای سالاد خیار را برش زدن یاد بگیرم.
サラダのためにきゅうりを切ることを学びたいです。
من میخواهم برای سالاد خیار را برش زدن یاد بگیرم.
解説
(タップまたはEnterキー)
بیمه کردن ماشین قبل از سفر لازم است.
旅行の前に車に保険をかけることは必要です。
بیمه کردن ماشین قبل از سفر لازم است.
旅行の前に車に保険をかけることは必要です。
بیمه کردن ماشین قبل از سفر لازم است.
解説
(タップまたはEnterキー)
برای کاهش یافتن هزینهها، ما کمتر خرید میکنیم.
出費が減るように、私たちは買い物を少なくします。
برای کاهش یافتن هزینهها، ما کمتر خرید میکنیم.
出費が減るように、私たちは買い物を少なくします。
برای کاهش یافتن هزینهها، ما کمتر خرید میکنیم.
解説
友だちを祝うために電話しました。
من برای تبریک گفتن به دوستم زنگ زدم.
友だちを祝うために電話しました。
من برای تبریک گفتن به دوستم زنگ زدم.
解説
友だちを祝うために電話しました。
تبریک گفتن
( romanization )
( table-tags )
( inflection-template )
( 不定詞 )
( 不定詞 )
loading!!